تبليغاتX
بی پروا چون چشم ناز تو
 
چرا پير ميشويم ، کم حافظه ميشويم؟
 
سلولهای استخوان ، پوست و خون طي زندگي انسان دائما" تکثير ميشوند برای مثال ، بدن دائما" سلولهای پوست تازه ای ميسازد که جايگزين سلولهای مرده ميشوند امّا سلولهای عصبي تکثير نميشوند تعداد سلولهای عصبي در موقع تولد معين است و اگر اين سلولها از بين رفته يا آسيب ببينند ديگر هيچ سلولي جايشان را نخواهد گرفت.  سلولهای عصبي به دلايلي متعدد ، مانند جراحت يا استفاده زياد از مشربات الکي ، ممکن است آسيب ببينند از ميان رفتن بعضي از سلولهای عصبي نيز بطور طبيعي رخ ميدهد

وقتي کسي به سن هفتاد يا هشتاد سالگي رسيده باشد ، حدود يک چهارم سلولهای عصبي او از بين رفته اند برای همين است که گاه چنين افرادی گوششان خوب نمي شنود يا حافظه شان ضعيف است با وجود اين ، بسياری از پيرها تا آخر عمر هوشيار باقي ميمانند اين افراد اغلب کساني هستند که در زندگي فعال و پرشور بوده اند

 
چرا وقتي مي ترسيم رنگمان مي پرد؟
 
در بــــالای کليه ها غده های فوق کليوی قرار گرفته اند اين غده ها ماده ای ترشح ميکنند که آدرنالين ناميده ميشود آدرنالين برای آمادگي بدن در انجام فعاليت های شديد يا دفاع از خود ترشح ميشود

وقتـــي که بسيار هيجانزده باشيد ، غده هاي فوق کليوی ناگهان مقدار زيادی آدرنالين در خون ترشح ميکنند آدرنالين سبب افزايش شدت ضربان قلب و کارآيي آن ميشود اين ماده ، رگهای متصل به ماهيچه ها را گشاد ميکند و علاوه بر آن موجب افرايش غلظت قند در خون ميشود به اين طريق است که بدن خود را با شرايط تطبيق ميدهد با تاثير آدرنالين ، خون از چهره به ماهيچه ها هجوم آورده و به بخش هايي که ضروری تر است جريان مي يابد برای همين است که هنگام ترس رنگ از رخسارتان ميپرد

 
چرا کاخ سفيد بدين نام معروف هست
 
طـــي جنگ سال 1812 داخل خانه سنگي رئيس جمهور بدست سربازان انگليسي که واشنگتن را اشغال کرده بودند به آتش کشيده شد ولي چون در آن موقع ايالات متحده کشور فقيری بود ، دولت پول کافي برای ساختن يک منزل نو برای رئيس جمهور نداشت بنابراين اطاقهای همان خانه قديمي دوباره ساخته و تعمير شد و ديوارهای دود زده را بار نگ سفيد پوشاندند. مردم که از اين شکل جديد کاخ خيلي خوششان آمده بود اسم آنرا خانه سفيد يا «کاخ سفيد» گذاشتند بدين ترتيب از آن به بعد اين کاخ قديمي اسم و رنگ خود را تا امروز حفظ کرده است

 
چرا گوش فيل بزرگ است؟
 
حس شنوايي برای فيل بسيار مهم است گوش فيل ميتواند امواج صوتي را از مسافت های دور و از جهت های مختلف دريافت کند گوش فيل دمای بدنش را نيز متعادل نگه ميدارد ، چون سطح بزرگي دارد که حيوان ميتواند از طريق آن گرمای بدنش را کاهش دهد فيلها در گرمای مناطق حاره وضيعت نامناسبي دارند ، چون آنقدر بزرگند که سايباني برايشان پيدا نميشود پس با تکان دادن گوش هايشان در نسيم ميتوانند حرارت بدنشان را تنظيم کرده خلاصه خنک شوند

فيل در وقت حمله گوش هايش را مثل بادبزن باز ميکند تا بزرگتر به نظر برسد گوش فيل يک فايده ديگر هم دارد و آن پراندن حشرات مزاحم است

 
چرا پير ميشويم؟
 
دانشمنــــدان برای توضيح علت پيری نظريه های متعددی دارند اولين نظريه اين است که سلولهای مغز ميميرند و ديگر نميتوانند با سلولهای تازه جايگزين شوند ، به اين ترتيب است که با مرگ تدريجي سلولهای مغز نشانه های پيری آشکار ميشود. اين نظريه نميتواند کاملا" درست باشد ، زيرا کساني هستند که در سانحه دچار آسيبهاي شديد مغزی ميشوند اما ظهور نشانه های پيری پس از اين آسيب در آن ها حتمي نيست

نظــريه ای ديگر ميگويد که با بالا رفتن سن ، کم کم مواد شيميايي بي مصرف در بدن ذخيره ميشوند در بدن يک فرد مسن ، مواد شيميايي متعددی طي سالهای عمر ذخيره شده اند

نظــــريه سوم ميگويد که بيشتر سلولهای ما دائما" تکثير ميشوند بعضي دانشمندان معتقدند که با افزايش سن ، سلولهای تکثير شونده دچار "خطاهايي" ميشوند اين خطاها باعث تغييراتي در فعاليت اعضای بدن شده و ميتواند دليل پيری نيز باشد

 
مرواريد چگونه به وجود ميايد؟
 
مرواريد نوعي موجود آبزی صدف دار است که در بستر رودها و درياها زندگي ميکند وقتي گرسنه ميشود ، دهان باز کرده و مقداری آب را با موجودات ريز خوراکي مي بلعد گاه شن ريزه ای نيز داخل صدف ميشود که درست مانند گرد و خاکي که چشم انسان را آزار ميدهد برای او آزار دهنده است و اين باعث ترشح ماده ای ميشود که «مرواريد زا» نام دارد بر اثر ترشحات چنان لايه به لايه شن ريزه را در ميان ميگيرد که سرانجام مرواريدی زيبا به وجود ميايد

امروزه بسياری از مرواريدها «پرورشي» هستند به اين معنا که شن ريزه اي را عمدا" وارد صدف ميکنند تا صدف را وادار به ساختن مرواريد نمايند
+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در چهارشنبه نهم آذر 1384 و ساعت 7:44 بعد از ظهر |
گران قیمتها
 
كفش
-
درگرانقيمت ترين كفش جهان موسوم
بـه كفش هـاي سيــندرلا از 565 قطعه
الماس به وزن 55 قيراط استفاده شده
است قيمت آن بالغ بـر 2 ميـلـيون دلار
(1 ميليارد و 700 ميليون تومان) است.
 
 
خانه
گرانقيمت ترين خانه جهان داراي 7 اتاق خواب بوده و در لندن واقع است.
صاحب اين عمارت يك تاجار هندي ميباشد قيمت آن بالغ بر 128 ميليون دلار (110 ميليارد تومان) است
دومين خانه گرانقيمت دنيا داراي 9 اتاق خواب- استخر دروني و بيروني-
سالن بولينگ-سالن ورزشي- سينما- و داراي 4 طبقه ميباشد. اين خانه در كاليفرنيا واقع بوده
و قيمت آن بالغ بر 53 ميليون دلار (45 ميليارد تومان) است.
 
 جزيره خصوصي
گــرانقيمت ترين جزيره خصوصي
جهان موسوم به جزيره جيمز در
كانادا واقع ميباشد. وسعتــي در
حدود 3 ميليون متر مربع داشـته
و داراي باند فرودگاه نيز ميباشد.
قـيمت اين جزيره 50 ميليون دلار
( معادل 43ميليارد تومان) است
|
 
 
  سينماي خانگي
گرانقيمت ترين سينماي خانگي متعلق به شركت رونكو ميباشد. پرده نمايش آن 13 متر عرض دارد. قيمت آن بالغ بر 250 هزار دلار (210 ميليون تومان) ميباشد
 
 
بلندگو
گــــرانقيمت ترين بلندگوي جهان متعلق به شركت "جرمن فيزيك" بوده و 250 هزار دلار (210 ميليون تومان) قيمت دارد
 
 
یخچال

-گرانقيمت ترين يخچال جهان متعلق به يك شركت اسانديناوي بوده و 48 فوت مربع گنجايش دارد.پهناي آن 1 مترو 90 سانتي متر بوده و 10 هزار دلار(8 ميليون تومان) قيمت دارد
 
 
باربيكو
گرانقيمت ترين باربيكيو جهان 11 هزار دلار (9 ميليون تومان) قيمت داشته و قادر است درجه حرارتي بالغ بر 800 درجه سانتي گراد توليد كند. اين باربيكيو داراي يخچال نيز بوده و جنس چوب بكار رفته در آن از چوب درخت گردو است
 
 
ست چاقو
گرانقيمت ترين ست چاقو متعلق به شركت ووستوف آلمان بوده و 1.700 دلار (1ميليون و پانصد هزار تومان) قيمت دارد
 
 
رختخواب
گرانقيمت ترين رختخواب جهان متعلق به شركت هيپنوس انگليس ميباشد. تشك اين رختخواب متشكل از 5 هزار فنر و درون آن از نخ ابريشم و پشم گوسفند است. رويه آن نيز از حرير ميباشد. قيمت اين رختخواب 15 هزار دلار (13 ميليون تومان) ميباشد.
 
 
بالش
گرانقيمت ترين بالش جهان 700 دلار (600 هزار تومان) قيمت داشته كه درون آن با كرك غاز پر شده است.
 
 
وان

گرانقيمت ترين وان جهان 5 هزار دلار (4 ميليون و پانصد هزار تومان) قيمت دارد. جنس آن از مس و نيكل بوده و 55 گالن گنجايش دارد.
 
 
تستر
گرانقيمت ترين تستر جهان 3700 دلار  (3 ميليون تومان) قيمت دارد. اين تستر متعلق به شركت دوآليت انگليسي بوده و قابليت برشته ساختن نانهاي قطور و حتي ساندويچ را نيز دارد
 
 
کت و شلوار
گرانقــيمت ترين كـت و شلوار جهان متعلق
به شـركت كـيــــتون ايتاليا بوده كه 30 هزار
دلار (25 ميليون تومان) قيمت دارد.
 
 
خرس عروسكي
گرانقيمت ترين خرس عروسكي جهان كه در آلمان توليد گشته 43 هزار دلار (36 ميليون تومان) قيمت دارد. خز هاي آن از طلا و چشمان آن نيز از ياقوت و 20 قطعه الماس ساخته شده است. دهان اين عروسك نيز از طلا ميباشد
 
 

توالت فرنگي

گرانقيمت ترين توالت فرنگي جهان متعلق به كارخانه توتو ژاپن بوده و نيورست نام دارد. اين توالت فرنگي كاملا اتوماتيك بوده: باز و بسته شدن در آن خودكار، شستسوي خودكار، داراي كنترل از راه دور، فلاش تانك آن خودكار، خوشبو كننده هوا خودكار. قيمت اين توالت لوكس 5 هزار دلار (4 ميليون تومان) ميباشد
 
 
ساعت
گرانقيمت ترين ساعت جهان چوپارد نام داشته و ساخت سوييس ميباشد. اين ساعت از 2000 قطعه برليان به وزن 66 قيراط الماس تشكيل يافته است. قيمت اين ساعت 1 ميليون و 130 هزار دلار (1 ميليارد تومان) ميباشد
 
- دومين ساعت گرانقيمت جهان نيز ساخت سوئيس بوده و از 740 قطعه مجزا تشكيل يافته و بند آن از پوست سوسمار ميباشد. قيمت اين ساعت يك ميليون دلار (850 ميليون تومان) است.
 
 
اتومبيل

گرانقيمت ترين خودرو جهان انزو متعلق به شركت فراري ميباشد. اين خودرو 660 اسب بخار قدرت داشته و 12 سيلندر ميباشد. قيمت اين خودرو 650 هزار دلار (550 ميليون تومان) است
 
دومين خودرو گرانقيمت جهان متعلق به كارخانه سالين بوده و 750 اسب بخار قدرت دارد.قيمت اين خودرو 562 هزار دلار(477 ميليون تومان) ميباشد. 
 
- سومين خودرو گرانقيمت جهان متعلق به كارخانه مرسدس بنز بوده و 670 اسب بخار قدرت،و 8 سيلندر ميباشد.قيمت اين خودرو 450 هزار دلار(382 ميليون تومان) ميباشد.
+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در چهارشنبه نهم آذر 1384 و ساعت 7:42 بعد از ظهر |
 
احکام چت در اسلام
 
اگر مردي و زني به قصد چت خصوصي وارد مسنجر شوند ، واجب است كه قبل از شروع چت ، صيغهء حلاليت مجازي بين آن دو جاري شود . اين صيغه به صورت لوگو در دسترس همه افراد قرار مي گيرد تا با كليك به روي آن به صورت خودكار جاري گردد . كليك كردن هر دو نفر مستحب است .
 
بديهي ايست كه اين صيغه ، تنها تا باز بودن پنجرهء چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره ، چه سهون و چه عمدن ، صيغه خود به خود فسخ مي گردد. اين نوع صيغه فقط مختص زنان بيوه مي باشد .
 
زنان بيوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجرهء چت يا بيشتر از آن نيستند .
دختران و زنان متاهل فقط مي توانند از صيغهء مجازي محرميت استفاده كنند و حق استفاده از صيغهء مجازي حلاليت را ندارند ( چت در حد سلام و احوالپرسي و با درصد اروتيك كمتر ) .
 
صيغهء مجازي محرميت ، همچون صيغهء مجازي حلاليت ، به صورت لوگو در محل مناسب قرار خواهد گرفت . تمام احكام جاري شدن و فسخ اين دو نوع صيغه يكسان مي باشد .
 
مردان متاهل حق باز كردن بيش از چهار و مردان مجرد پنج پنجرهء توامان چت را ندارند . فرستادن هر نوع ايكون بعد از جاري شدن صيغه حلال مي باشد .  چنانچه ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، اين ايكون حرام زاده بوده و احكام ايكون هاي حرمزاده در مورد آن مصداق دارد .
 
اگر به هر علت غير ارادي ، مثل وقوع زلزله ، تسك كردن ناگهاني سيستم ، قطع شدن كانكشن يكي از دو طرف و قس الي الهذا ، ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، احكام ايكون هاي حرامزادهء مشبهه بر آن صادق است .
 
بستن پنجرهء چت به اختيار مردان مي باشد . چنانچه زني قبل از مرد اقدام به بستن آن بكند ، واجب است تا 4 روز عدهء پنچرهء بسته شده را به جا بياورد . قبل از پايان عده ، حق چت با هيچ ذكور ديگري را ندارد .
 
چنانچه زن متاهلي با يا بدون جاري شدن صيغهء مجازي حلاليت اقدام به چت با مردي بكند ، اين چت به منزلهء زناي محصنهء مجازي بوده و حد سنگسار مجازي بر او لازم مي گردد .
 
اگر مردي اقدام به چت با زني متاهل بنمايد ، با علم به متاهل بودن زن ، حتي در صورت جاري شدن صيغهءمجازي حلاليت حد تعزيري شلاق اينترنتي بر او لازم مي گردد .
 
زنان و مردان مشمول صيغهء مجازي حلاليت ، در صورت چت كردن بدون جاري نمودن صيغه ، در بار اول و دوم و سوم به حد تعزيري شلاق اينترني محكوم شده و در صورت تكرار در بار چهارم مصداق مفسد ( ه ) في النت بوده و اجراي حكم اعدام اينترنتي بر آنان لازم است .
+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در چهارشنبه نهم آذر 1384 و ساعت 7:37 بعد از ظهر |
يک روز و هزار سال
دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد که هيچ زندگي نکرده است تقويمش پر شده بود و تنها دو روز تنها دو روز خط نخورده باقي بود. پريشان شد و آشفته و عصباني نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد. داد زد و بد وبيراه گفت ،خدا سکوت کرد جيغ کشيد و جار و جنجال راه انداخت خدا سکوت کرد آسمان و زمين را به هم ريخت خدا سکوت کرد به پر و پاي فرشته ها و انسان پيچيد خدا سکوت کرد کفر گفت و سجاده دور انداخت خدا سکوت کرد دلش گرفت و گريست و به سجاده افتاد خدا سکوتش را شکست و گفت : عزيزم اما يک روز ديگر هم رفت تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي تنها يک روز ديگر باقي است بيا و لااقل اين يک روز را زندگي کن لا به لاي هق هقش گفت : اما با يک روز ؟ با يک روز چه کار مي توان کرد ؟ خدا گفت : آن کس که لذت يک روز زيستن را تجربه کند ، گويي که هزار سال زيسته است و آنکه امروزش را در نمي يابد ، هزار سال هم به کارش نمي آيد و آنگاه سهم يک روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت حالا برو و زندگي کن او مات و مبهوت به زندگي نگاه کرد که در گوي دستانش مي درخشيد اما مي ترسيد حرکت کند ، مي ترسيد راه برود ، مي ترسيد زندگي از لاي انگشتانش بريزد قدري ايستاد بعد با خودش گفت : وقتي فردايي ندارم ، نگه داشتن اين يک روز چه فايده ايي دارد بگذار اين مشت زندگي را مصرف کنم آن وقت شروع به دويدن کرد زندگي را به سر و رويش پاشيد زندگي را نوشيد و زندگي را بوييد و چنان به وجد آمد که ديد مي تواند تا ته دنيا بدود مي تواند بال بزند مي تواند او درآن يک روز آسمان خراشي بنا نکرد ، زميني را مالک نشد ، مقامي را به دست نياورد اما اما درهمان يک روز دست بر پوست درخت کشيد ، روي چمن خوابيد کفش دوزکي را تماشا کرد ، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنها که او را نمي شناختند سلام کرد و براي آنها که او را دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد او در همان يک روز آشتي کرد و خنديد سبک شد لذت برد و سرشار شد و بخشيد و عاشق شد و عبور کرد و تمام شد او در همان يک روز زندگي کرد اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند امروز او در گذشت ، کسي که هزار سال زيسته بود
+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در دوشنبه هفتم آذر 1384 و ساعت 10:44 بعد از ظهر |
12 تيپ خانمي كه بايد از آنها دوري كنيد!!
اين امکان وجود دارد که هر کدام از ما در مورد خانم ها اشتباه کنيم. بيشتر افراد جذب زيبايي هاي ظاهري شده و به سرعت گول مي خورند. برخي با بوسيدن پاي زناني که به آنها مانند يک تکه آشغال نگاه مي کنند، فقط خودشان را کوچک کرده اند. شايد وقت و هزينه هاي گزافي را صرف خانم هايي کنيد که تنها قصد سوء استفاده از شما را دارند.
     اما آيا از اشتباهات خود درس مي گيريد؟ نه، هر بار به خود قول مي دهيم که متفاوت عمل کنيم. تصور مي کنيم که اگر سخت تلاش کنيم و از انجام برخي کارها خودداري نماييم، نتيجه تغيير خواهد کرد.
     خوب اگر شما همچنان همان تيپ هاي هميشگي را انتخاب کنيد، هيچ چيز تغيير نمي کند؛ و مجددا، بارها و بارها قلب شما شکسته خواهد شد.
 
     بايد از خود در مقابل خانم هايي که در ليست زير مي بينيد، به شدت محافظت کنيد:
1- خانم هاي فمينيست
اين دست از خانم ها تصور مي کنند که تمام ناخوشي هاي زندگي از مردها نشئت مي گيرد و تنها کاري که که يک مرد مي تواند انجام دهد اين است که آلت تناسلي خود را  قطع کرده و يک جفت تخمدان به خود پيوند بزند. آنها تصور مي کنند که وجود خانم ها، فرشته وار است و مي توانند تمام دنيا را عوض کنند، البته فقط در صورتيکه معضل "مردسالاري" از جلوي پاي آنها برداشته شود. رفتار اين مدل خانم ها با آقايون اصلا مناسب و قابل قبول نمي باشد. شما مي توانيد آنها را به راحتي از شعار معروفشان تشخيص بدهيد، چرا که هميشه زير لب زمزمه مي کنند : "تمام مردها با آلت خود فکر مي کنند." بهتر است در هر شرايطي از آنها دوري کنيد.
 
2- خانم هاي پولکي
خيلي ساده و راحت: او تنها به خاطر پول با شما رابطه برقرار مي کند. او خيلي زود با شما صميمي مي شود. آنها از آقايون انتظار دارند که تمام هزينه هاي زندگي آنها را برآورده سازند، تنها به اين دليل که آنها از نظر زيست شناختي مونث هستند. آنها تصور مي کنند که يک مرد بايد هزينه نوشيدني، شام، مسافرت، گل، جواهر و .. را بپردازند بدون اينکه هيچ گونه وظيفه جبران و يا تلافي بر گردنشان بيفتد. او هيچ چيز نيست جز يک انسان مادي. فکر مي کنند که زنانگي شان از طلا درست شده است و ميليون ها دلار مي ارزد. او يک  طماع دغل باز است. او فقط به فکر بر آورده کردن نيازهاي خودش است و براي ديگران هيچ اهميتي قائل نيست. و بهتر است که حواس خود را جمع کنيد، چراکه عده بسياري از دخترهاي جوان جزء اين گروه قرار دارند.
 
3- خانم هاي رمانتيک
اين نوع خانم ها زندگي خود را بر طبق فيلم هاي عاشقانه و کتاب هاي رمان سپري مي کنند. او هر شب به تنهايي به خانه مي آيد و مجله هاي مربوط به عروسي را ورق مي زند و در عين حال در انتظار شاهزاده اي است که با اسب سفيدش از ميان آسمان به زمين فرود آيد و او را سوار بر اسب سفيدش کرده ، به جايي ببرد که هيچ مشکلي وجود نداشته باشد، تا بتوانند به خوبي زندگي کنند. آنها دخترهايي هستند که توسط پدر و مادرها و خانواده هايشان نازپرورده بار آمده اند و چيزي از واقعيات زندگي، نظير پرداخت صورتحساب ها و تميز کردن دستشويي ها نمي دانند. او انتظار دارد کسي تمام مدت از او مراقبت و نگهداري کند، شب ها ملافه را بر رويش بکشد و تمام شب بر بالينش بيدار بماند تا مبادا او خواب بدي ببيند و بترسد. فرار کنيد!
 
4- خانم هاي بدگمان
اين خانم تمام خصوصيات منفي افراد رمانتيک را با خود به همراه دارد. او هميشه جزء "زخم خوردگان" اجتماع است. کسي که در روابط گذشته خود شکست خورده و به طور ناخودآگاه از برقراري ارتباط مجدد واهمه دارد. ارتباط شما با اين افراد به جايي راه نمي برد، چرا که آنها در ابتدا علاقه فراواني از خود نسبت به شما نشان مي دهند، اما پس از چندي اثري از آن باقي نخواهد ماند. و اين چرخه همچنان ادامه پيدا مي کند. شما هميشه در رابطه خود با او سردر گم هستيد. با شما قرار ملاقات مي گذارد و معاشقه راه مي اندازد، اما رابطه شما فراتر از يک دوستي ساده نمي رود. تنها چيزي که تحويل شما مي دهد يک مشت معذرت خواهي بيهوده است. هيچ وقت به اندازه کافي براي شما زمان ندارد؛ شما هم که به اندازه کافي غم و غصه براي خودتان داريد، پس بهتر است با چنين زني ارتباط برقرار نکنيد.
 
5- خانم هاي عصباني
مثل خانم هاي فمينيست خانم ها عصباني نيز دل خوشي از مردها ندارند. آنها به مردها اهانت مي کنند، و مي توانند بدي ها و خطاهاي تمام مرداني را که از ابتداي زندگي با آنها ملاقات کرده اند را به سادگي به خاطر بياورند. براي خانم عصباني چيزي به عنوان "مرد خوب" وجود ندارد و تمام مردها "احمق" و "عوضي" و "کثيف" هستند. خون آنها از دست مردها به جوش مي آيد و در هر لحظه مي توانند مانند يک کوه آتشفشان منفجر شوند. برقراي ارتباط با اين نوع خانم ها مساوي است با ورود به تراژدي و داد و فرياد ، پس بهتر است عقب بايستيد.
 
6- خانم هاي نامطمئن
در نگاه اول چنين خانم هايي خيلي خوب جلوه مي کنند؛ با شما به مهرباني رفتار مي کنند و خوش مشرب هستند. اماچيزي نمي گذرد که ترس هاي دروني اش پديدار مي شوند.  روزي 10 مرتبه به شما تلفن ميزند تا بپرسد "رابطه در چه حالي است؟" يا اينکه "تنها مي خواهد صداي شما را بشنود." او مي خواهد مطمئن شود که به اندازه کافي جذاب است؛ دائما نگران آرايش صورت و موها و همينطور لباس هايش مي باشد. او محتاج و نيازمند است و همواره با اين ترس زندگي مي کند که مبادا آقا او را به خاطر "خانم بهتري" ترک کند. اين دسته از افراد خيلي زود خود را آويزان شما مي کنند.
 
7- خانم هاي هرزه
اخلاق اين خانم ها واقعا عجيب و غريب است. آنها افراد نا مطبوعي هستند که به ديگران با چشم حقارت نگاه مي کنند و فقط به خودشان اهميت مي دهند و اصلا مهم نيست که قلب ديگران را بشکنند و آنها را آزرده خاطر سازند. بيشتر خانم هاي هرزه به فکر پول و مال و منال نيز هستند درست مثل خانم هاي پولکي. آنها معمولا خوش قيافه و خوش لباس هستند و به راحتي با اخمي که در چهره دارند قابل شناسايي مي باشند.
 
8- خانم هاي منم منم
مثل خانم هرزه، خانم منم منم نيز فقط براي خودش ارزش قائل است. او مي خواهد که هميشه مرکز توجه قرار گيرد و هر کاري که مي خواهد انجام دهد و هر کجا که مي خواهد برود. او خود خواه و خود محور است. شيفته خودش مي باشد و به عنوان "دختر کوچولوي بابايي" بزرگ شده، و انتظار همان توجهات را از شما دارد. هر چند اين امکان وجود دارد که شما از مصاحبت دخترهاي لوس و ماماني لذت ببريد، اما بايد تا آنجا که مي توانيد خود را از آنها دور نگاه داريد.
 
9- خانم هاي نا اميد
شرايط هر طوري که مي خواهد باشد اين خانم فقط به ازدواج فکر مي کند – آن هم همين حالا – براي او مهم نيست که شخص مورد نظر چه کسي است و شغل او چيست. تا زماني که مردانگي داشته باشد، مي تواند او را راضي نگه دارد. مراقب اين يکي هم باشيد!
 
10- خانم هاي دمدمي
او در ابتدا از خيلي چيزها چشم پوشي مي کند که همين امر باعث جذب شدن مردها به سمتشان مي باشد. او به شما چيزي را تحويل مي دهد که دقيقا توقع شنيدش را داريد؛ اما زمانيکه رابطه عميق تر شده (يا به ازدواج کشيده مي شود) شما تازه با چهره حقيقي او آشنا مي شويد. بانوي عزيز شما يک شبه، تبديل به يک آدم حريص، طماع، پولکي، و حيوان صفت مي شود که اگر به خواست هايش نرسد شما را عذاب خواهد کرد.
 
11- خانم آزار دهنده
معمولا اين مدل خانم ها از يک کيلومتري قابل تشخيص هستند. آنها با شما معاشقه مي کنند و جاذبه هاي جنسي شان را به نمايش مي گذارند. گاهي اوقات به دنبال مردهاي پر سن و سال تر هستند. آنها اغلب مردها را از نظر جنسي تحريک مي کنند و بعد راه خود را مي گيرند و مي روند. آنها مردها را مانند زنبورهايي که به سمت عسل کشيده مي شوند به سوي خود جلب مي کنند. هر طوري که با شما رفتار کنند، هيچ گاه نبايد به آنها اعتماد کنيد زيرا اگر مرد بهتري را پيدا کنند به سادگي آب خوردن از شما دل کنده و به سمت او مي روند.
 
12- خانم قدرت طلب
آنها انسان هاي پستي هستند که مي خواهند قدرت کنترل تمام امور زندگي شما را به دست گيرند. آنها به شما مي گويند چه لباسي بپوشيد، کجا برويد، با چه کسي صحبت کنيد، با چه کساني مي توانيد دوست باشيد، چه چيزي مي توانيد بخوريد... و خلاصه همه چيز. و اگر بخواهيد در مقابل عقايد آنها از خود مقاومت نشان دهيد، اخم هايشان در هم فرو مي رود، شما را از سکس محروم مي کنند، گريه و زاري راه مي اندازند و از هر سلاح و تاکتيک ديگري که بلد هستند کمک مي گيرند، تا شما را از پاي در آورند و چاره ديگري جز سر فرود آوردن در مقابل خواست هايشان را برايتان باقي نخواهند گذاشت.
 
 
ما به شما اخطار داديم!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اينها بدترين نمونه ها بودند. مطمئنا خانم هاي خوبي هم هستند که تنها قسمت کمي از اين بدي ها را دارا هستند. اما بهتر است که هميشه مراقب خانم هايي که در ليست بالا به شما معرفي کرديم باشيد.
حالا که از خصوصيات آنها آگاهي لازم را پيدا کرديد، اگر با آنها ارتباط برقرار کرديد، تنها کسي که بايد سرزنش شود، شخص شماست.
+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در دوشنبه هفتم آذر 1384 و ساعت 9:43 بعد از ظهر |

ye 2khtare az akhonde miporse age man doost pesaramo boos konam eshkali dare mige harame mige shoma ro chetor? mige ay sheyton mikhay beri behesht!!!

 

http://www.tehrandata.com/gallery/data/media/8/51.jpg

http://www.asianews.ir/picture.asp?ph_id=2079

torke dashte navare nohe goosh midade mizane akharesh bebine sham midan ya na !!!!

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در شنبه پنجم آذر 1384 و ساعت 12:56 بعد از ظهر |

delam ra shekasti ..........!!!! ba khateratat an ra tarmim mikonam ta deli shavad ke to dobare an ra beshkani

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در شنبه پنجم آذر 1384 و ساعت 12:52 بعد از ظهر |

agar kasi vaghean yekio dust dashteh bashe, bishtar az inke behesh bege duset

daram mige movazebe khodet bash, pas movazebe khodet bash


 kasi az raftane man Ghose nakhord , kasi ba mo0ndane man Shad nashod , vaghti raftam kasi Ghalbesh nagereft , dele hich adami faryad nakeshid , vaghti raftam kasi badragham nakard , dele man mikhast talafi bokone pas dele hich kasi asheghesh nakard

gofte bodam ke agar bose dahad tobe konam / ke degar bare az in khata ha nakonam / boseie dad cho barkhast labash az labe man/ tobe kardam ke degar tobeye bija nakonam((

ziba tarin kalameh (eshgh)......por ehsas tarin kalameh(mohabat)......por maena tarin kalameh (negah).......alitarin kalameh(doosti)......talkh tarin kalameh(jodaie).......dardnak tarin kalameh(kheianat).......bad tarin kalameh(tamaskhor).......va ashna tarin kalameh (TO)

too 1 lahze mishe 1 nafaro khord kard. too 1 min mishe 1 nafaro doost dasht .too 1 roz mishe ashegh shod. vali 1 omr tool mikeshe ta 1 nafaro faramosh koni .... are injoriast

on vaghti ke fekr mikone hich kas nist harfaye deleto befahme kasi hast ke baraye didanet ro0z shomari mikone....khoda be to 2 pa dad ta ba onha rah beri....2dast dad ta negah dari.....2ta gosh bara shenidan & 2ta cheshm bara didan.........vali chera faghat 1 ghalb be to dad? chon ghalbe dovome to ra be kasi digar dad ta to ono peyda koni !!!..

PAEEIZ ro dost daram chon fasle gham ast/GHAM ra dost daram chon harfe del ast

Agar rozi man mordam va man ro dost dashdi har panjshanbe be mazaram bia. Gole sorkhi bar roye ghabram bezar ta hamishe az gol sorkhi ke be to dade bodam ra be yad biavaram. vali agar to mordi man faghat yek bar be mazarat miam va an daste gole sefide maryam ra ke ba khone khodam sorkh khaham kard ra barat hedie miaram va asheghane kenarat jon midam ta bedoni hich vaght tanha nisti

 

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در شنبه پنجم آذر 1384 و ساعت 12:51 بعد از ظهر |

دوست كسي است كه همه كارهاي تو برايش مهم باشد دوست كسي است كه در خوشي ها و ناخوشي ها به او رو كني دوست كسي است كه همه كرده هاي تو را بفهمد دوست كسي است كه حقيقت را درباره خودت به تو بگويد دوست كسي است كه بداند در هر حال چه بر سر تو مي آيد دوست كسي است كه با تو رقابت نكند دوست كسي است كه وقتي همه چيزبراي تو خوب است از ته دل خوشحال شود دوست كسي است كه وقتي اوضاع خوب نيست بكوشد تو را شاد كند دوست كسي است كه امتداد تو باشد و بدو ن او کامل نباشی


به هم رسيدن شروع است با هم ماندن پيشرفت است با هم كاركردن موفقيت است براي اينكه موفق شوي متفاوت باش جرات داشته باش و اولين نفر باش ارتفاعات بلند ما را جذب ميكنند نه پله هاي رسيدن به آنها وقتي عشق و مهارت با هم جمع شوند انتظار يك شاهكار را داشته باشي

 به خدا نگو که مشکلاتت چقدر بزرگ هستند به مشكلاتت بگو كه خدايت چقدر بزرگ است در لحظه هاي سخت مثل يك اردك رفتار كن در ظاهر آرام باش اما در زير ديوانه وار آب را بر هم بزن در نظر دنيا ممكنه يك نفر باشي اما در نظر يك نفر ممكنه يك دنيا باشي سپيده 2 بار نميزند(خورشيد 2 بار طلوع نمي كند) كه يك نفر را بيدار كند موفقيت بوسيلهء ادمهاي قانع بدست نمي آيد


بانوي من بانوي من تو همه دار و ندارم با من از تنم خودي تر تو تمام کس و کارم تو نهايتي نهايت مثل معراج سپيده تو نفس کشيدن من نفسايي که بريده شام آخر بي تو شايد شب آغاز باشه ميتونه زمين دليلي واسه پرواز باشه شام آخر بي تو شايد شب آغاز باشه ميتونه زمين دليلي واسه پرواز باشه بانوي من بانوي من تو فصل شکفتن فصل من در هم شکستن از تو مردن از تو گفتن روي شاخه دو دستت مرگ برگي در کمينه اين بخاک افتادن من شعر نفرين زمينه شام آخر بي تو شايد شب آغاز باشه ميتونه زمين دليلي


اينقدر خستم که وقتي انگشتاي سردم رو روي دکمه هاي کيبورد ميلغزونم قشنگ حس ميکنم که دارم انرژي مصرف ميکنم نمي دونم چي ميخوام؟. دلم حسه ارامش رو ميخواد که يه بچه تو بغل مادرش داره. دلم يه اهنگ نو با ترانه ي قوي ميخواد ..گوش بدم و هاي هاي باش گريه کنم. دلم نجواهاي عاشقونت رو ميخواد دلم يه حسه سردي مثه خنک شدن زير بارون ميخواد.. دلم صداي تو رو ميخواد که اروم اروم بهم اميد بده

 

اگر قادر به عشق ورزيدن باشيم قادر به دوستاشتن نيز خواهيم بود

 

<<<مهرداد>>>


+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در شنبه پنجم آذر 1384 و ساعت 12:41 بعد از ظهر |
بابا ای ولللللللل....

اون دیوانه که مشکل روحی داره ....

واسه سانی میل زدهسانی هم میلشو واسه من فرستاد ...

نمیتونم بگم چی گفته .... چون...حسابی فحاشی کرده بود....اما فقط در همین حد میگم که...

یه قصه جدید و پر از واژه های نو گفته

من فقط میتونم بگم...

واسه تمامیه این کارات..... میبخشمت

و البته بابت اینکه گفته بودی من عاشقم....

آره ... درست حدس زدی... من عاشقم ... خیلی هم عشقمو دوست دارم... اونم منو دوست داره...دیگه سوالیم داری؟؟؟

در پایان باز هم از تمامیه دوستان خوبم ... مخصوصا سانی جونم ممنونم ...

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در جمعه چهارم آذر 1384 و ساعت 7:41 بعد از ظهر |
بساط شيطان :
ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب مي‌فروخت. مردم دورش جمع شده‌ بودند،‌ هياهو مي‌كردند و هول مي‌زدند و بيشتر مي‌خواستند. توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خيانت،‌ جاه‌طلبي و ... هر كس چيزي مي‌خريد و در ازايش چيزي مي‌داد. بعضي‌ها تكه‌اي از قلبشان را مي‌دادند و بعضي‌ پاره‌اي از روحشان را. بعضي‌ها ايمانشان را مي‌دادند و بعضي آزادگيشان را. شيطان مي‌خنديد و دهانش بوي گند جهنم مي‌داد. حالم را به هم مي‌زد. دلم مي‌خواست همه نفرتم را توي صورتش تف كنم.
انگار ذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت: من كاري با كسي ندارم،‌فقط گوشه‌اي بساطم را پهن كرده‌ام و آرام نجوا مي‌كنم. نه قيل و قال مي‌كنم و نه كسي را مجبور مي‌كنم چيزي از من بخرد. مي‌بيني! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند. جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديك‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اينها فرق مي‌كني.تو زيركي و مومن. زيركي و ايمان، آدم را نجات مي‌دهد. اينها ساده‌اند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب مي‌خورند. از شيطان بدم مي‌آمد. حرف‌هايش اما شيرين بود. گذاشتم كه حرف بزند و او هي گفت و گفت و گفت. ساعت‌ها كنار بساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبه‌اي عبادت افتاد كه لا به لاي چيز‌هاي ديگر بود. دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم.
با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يك بار هم او فريب بخورد. به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توي آن اما جز غرور چيزي نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم را روي قلبم گذاشتم،‌نبود! فهميدم كه آن را كنار بساط شيطان جا گذاشته‌ام. تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم. مي‌خواستم يقه نامردش را بگيرم. عبادت دروغي‌اش را توي سرش بكوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، شيطان اما نبود. آن وقت نشستم و هاي هاي گريه كردم. اشك‌هايم كه تمام شد،‌بلند شدم. بلند شدم تا بي‌دلي‌ام را با خود ببرم كه صدايي شنيدم، صداي قلبم را. و همان‌جا بي‌اختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شكرانه قلبي كه پيدا شده بود
+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در پنجشنبه سوم آذر 1384 و ساعت 2:25 بعد از ظهر |

Pishnahad mikonam aval Album jadide Madonna (Confessions On A Dance Floorro Download konid
 
01 - Hung Up [24Kps] [128Kps]
 
02 - Get Together [24Kps] [128Kps]
 
03 - Sorry [24Kps] [128Kps]
 
04 - Future Lovers [24Kps] [128Kps]
 
05 - I Love New York [24Kps] [128Kps]
 
06 - Let It Will Be [24Kps] [128Kps]
 
07 - Forbidden Love [24Kps] [128Kps]
 
08 - Jump [24Kps] [128Kps]
 
09 - How High [24Kps] [128Kps]
 
10 - Isaac [24Kps] [128Kps]
 
11 - Push [24Kps] [128Kps]
 
12 - Like It Or Not [24Kps] [128Kps]
+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در پنجشنبه سوم آذر 1384 و ساعت 2:24 بعد از ظهر |
بزن ......بکش.....جای دوستای من کامنت بزار...

اما....

ما با هم چت می کنیم ....همه هم با هم در رابطه هستیم

پس در نتیجه ....همه میشناسیمت

من به همه گفتم که کی هستی  به جای دختر آسمون نظر بده... جای سکوت شکسته نظر بده... اصلا جای منم بیا پست بزار بابا خیلی باحالی

 اما چه فایده ....تمامیه نظراتت پاک میشه از امروزم هر نظری با اجازه من نمایش داده میشه

پس باز هم در نتیجه...

بازیو باختی عاشق قدیمیه مندلم واسه این میسوزه که میخوای منو به زور ماله خودت کنی اما...من خودم کسی دیگه رو دوست دارم در ضمن عشق رو نه میشه به زور ماله خود کرد ... نه میشه خریدشاین درس رو دادم بهت تا دفعه دیگه اشتباه نکنیچون تو هر روز عاشق میشی

خوب دیگه ....

بازم میگم ....

انجا صاحب داره ... و اونم منم....و منم اجازه نمیدم هر بی سر و پایی  انجا رو به هرج و مرج بکشه

بازم.... بهترین آرزوها ... برای بهترین دوستان من...

<<<مهرداد>>>

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در چهارشنبه دوم آذر 1384 و ساعت 11:51 بعد از ظهر |
از حالا شروع شد
+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در چهارشنبه دوم آذر 1384 و ساعت 4:52 بعد از ظهر |
خوب همه چی تمام شد...

همه چی ...

بین من و اون شخص همه چی تمام شد

اینم گفتم تا اون عده که داشتن از فضولی میمردن ... راحت شب سرشونو رو بالش بزارن

و و و و ....

و  خوب با توجه به شکایت بعضی از دوستان من از عده ای  اراذل و اوباش از شنبه هفته آینده تمامیه نظرات سفارشی شده و پس از تایید بنده نمایش داده خواهند شد

البته باید خدمت دوستان نازتر از گلم مثل .... میترا خانوم .ساناز عزیزم و مریم جان و  حتی اون  عسل خانوم بی معرفت این نکته رو گوشزد کنم که...

به خدا قسم من اصلا حتی کامنت های این افراد رو نمیخونم.و با دیدن اسمشون او ن کامنت رو پاک میکنم . ولی خوب با توجه به این اصل که این بلاگ همواره سعی بر رعایت مسایل اخلاقی داشته...

تصمیم بر این گرفته شد که کامنت های اینگونه اشخاص که به نوعی بیماری روحی / روانی گرفتارند...نمایش داده نشود.

از خداوند بزرگ آرزوی شفاعت برای اینگونه افراد و آرزوی موفقیت  برای اون دوستانی  که همیشه از ما حمایت کردند دارم.

امیدوارم اونقدر زنده باشم تا بتونم روزی جبران این همه خوبی رو بکنم

بهترین ارزوها و رسیدن به بالاترین درجات رو برای شما دوستان خوبم . از خداوند منان خواستارم

<<<<مهرداد>>>>

یا حق

 

 

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در چهارشنبه دوم آذر 1384 و ساعت 1:17 بعد از ظهر |
http://center.iran118.net/barareh.htm

http://hekmat.net/hobby/texts/face.htm

http://host.picturewizard.com/2004-8/156154/problem.jpg

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در چهارشنبه دوم آذر 1384 و ساعت 12:38 بعد از ظهر |
    خردمند چینی پیری در دشت پوشیده از برف قدم می زد که به زن گریانی رسید.پرسید:چرا می گریی؟     
چون به زندگی ام می اندیشم،به جوانیم، به زیبایی که در آینه می دیدم، و به مردی که دوست داشتم.خداوند بی رحم است که قدرت حافظه را به انسان بخشیده است.می دانست که من بهار عمرم را به یاد می آورم و می گریم.
مرد خردمند در میان دشت برف آگین ایستاد ،به نقطه ای خیره شد و به فکر فرو رفت.زن از گریستن دست کشید.و پرسید:در آنجا چه می بینید؟
    خردمند پاسخ داد:دشتی از گل سرخ.خداوند،آنگاه که قدرت حافظه را به من بخشید،بسیار سخاوتمند بود .می دانست در زمستان ،همواره میتوانم بهار را به یاد آورم...و لبخند بزنم.
 
+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در چهارشنبه دوم آذر 1384 و ساعت 12:34 بعد از ظهر |
از من نشونه میخواین ....

باشه میدم...

اون شادترین موجودیه که توی زندگیم دیدم

در عین این حال مهربون ترین دختر دنیاست

زیباترین واژه ها رو در حرف زدنش به کار میبره

یه آسمون مغروره ... قشنگ ترین جلوه غرور خوده اونه

باهوش ترینه

روح بزرگی داره

و یقین دارم پاک ترین دختر دنیاست

اون کسی بود که نگاه منو به زندگی تغییر داد

اون به من بزرگ بودن رو یاد داد

شاید خودش ندونه اما...

اون تنها دلیل من واسه زندگیه...

یا علی ..

<<<مهرداد>>>

 

 

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در سه شنبه یکم آذر 1384 و ساعت 11:25 قبل از ظهر |
چرا جانوران از خواب زمستاني نميميرند؟
 
گروهي از جانوران چند ماه از سال را  در خواب زمستاني ميگذرانند اين گروه در فصل زمستان ، زمانيکه سطح زمين همه جا از برف پوشيده شده ، بخواب ميروند در چنين شرايطي دسترسي اين جانوران به مواد غذايي مورد نياز ، عملا" غير ممکن و يا بسيار مشکل ميشود به خواب زمستاني رفتن جانوران ، در حقيقت تطبيق دادن خود با شرايط محيط زيست است. به عبارت ديگر ، اگر اين جانوران به خواب زمستاني نروند به علت عدم دسترسي به مواد غذائي مصرفي و يا به سبب سرمای سخت زمستاني «احتمالا"» تلف گرديده و از بين خواهند رفت

جانوراني که بخواب زمستاني ميروند براينکه به زندگي خود ادامه دهند ، اولا" فعاليتهای بدنشان به حداقل ممکنه ميرسد ثانيا"  از ذخيره موجود بدنشان استفاده مينمايند به عنوان مثال ، «موش خرمائي کوهي» را مثال ميزنيم : در دوران خواب زمستاني ضربان قلب موش خرمای کوهي از 140 بار در دقيقه به دو يا سه بار در دقيقه کاهش پيدا ميکند دفعات تنفس از 25 بار در دقيقه به 1 بار تا دو بار و درجه حرارات بدن از 38 درجه به 10 درجه سانتيگراد ميرسد معمولا" اين جانور در اواسط فرودين يا اوايل ارديبهشت در حاليکه کاهش وزن پيدا کرده و بسيار لاغر و ضعيف شده ، از خواب زمستاني بيدار ميشود. جالب اينجاست که با وجود لاغری بسيار فعال و چابک ميباشد

 
چرا ستاره ها چشمک ميزنند؟
 
جو يا آتمسفر که دور تا دور زمين را فرا گرفته ، از چند لايه برويهم به ضخامت تقريبي هزار کيلومتر ، تشکيل شده است. ساکنين کره زمين ، فضا را از پشت همين جو مشاهده ميکنند در نتيجه شبها ستارگان را در حال چشمک زدن ميبينند!  در صورتيکه فضانوردان که در خارج از آتمسفر ، ستارگان را تماشا کنند نور آنها را ثابت خواهند ديد

واقعيت اين است که نور ستارگان ثابت است ، ولي چون انسان ستاره ها را از پشت طبقات جو ، تماشا مي نمايد در اين حالت است که ستارگان ، در حال چشمک زدن به نظر مي رسند

لايه های اصلي آتمسفر عبارت ميشود از : تروپوسفر ، استراتوسفر ، مزوسفر ، تروموسفر ، يونوسفر و اکزوسفر چون هر يک از لايه های فوق ، دارای غلظت مخصوص به خود است ، لذا وقتي نور ستارگان از لايه ای به لايه ديگر ميرسد ، مي شکند واين شکست نور چندين بار صورت ميگيرد ، در نتيجه اين شکستها ، نور ستاره ها از حالت مستقيم خارج شده و در نظر ساکنين کره زمين به صورت چشمک زن در ميايند

جالب است بدانيم : اگر آتمسفر نبود ، آسمان تاريک و سياه ديده ميشد ، وجود جو باعث پراکندگي نور خورشيد و رنگ آبي آسمان شده است در نتيجه فقدان آتمسفر ، شبها بسيار سرد و روزها بسيار گرم ميشد و بعلاوه زندگي در کره خاکي بوجود نمي آمد

 
چرا يک تومان معادل ده ريال است؟
 
از جلمه کلماتي که دائما" با آن سر و کار داشته ايم و آن را روزانه بکار ميبريم ريال و تومان است همه ميدانيم به ده ريال ، يک تومان هم ميگويند «تومان» يک کلمه مغولي است ، بمعني ده هزار در تقسيمات لشگری به ده هزار سرباز ، تومان گفته و فرمانده آنرا امير تومان مي ناميدند اين کلمه پس از تسلط مغول بر ايران در اين سرزمين متداول گرديد

واحد پول ايران در دوره قاجاريه ، تومان بود يک تومان معادل ده قران و برابر ده هزار دينار بود در سال 1308 شمسي بموجب قانون احاد ، پول ايران تغيير يافت و واحد پول به ريال تبديل گرديد  ولي هنوز کلمه تومان به قوت خود باقيست و بمعني ده ريال بکار برده ميشود

 
چرا به پول کاغذی اسکناس ميگوئيم؟
 
بشر ابتدائي معاملات جنس به جنس «پاياپای» انجام ميداد سپس ضرب سکه پيش آمد تا اينکه اولين پول کاغذی به نام «چاو» در قرن «نهم يا چهاردهم» در چين چاپ و نشر گرديد در قرن هجده ، در روسيه پول کاغذی «اسيکناچيا» از طرف دولت منتشر شد ده سال بعد ، در زمان انقلاب کبير در فرانسه نيز پول کاغذی به نام «آسين يا» چاپ گرديد بعدها کليه دولتها در کشورهای خود پول کاغذی را با شکل و فرم و طرح خاصي چاپ و در اختيار مردم قرار دادند

در ايران اسکناس ما ، خود از کلمه «اسيکناچيا» روسي بوده و چون تلفظ آن برای فارسي زبان کمي مشکل بوده آنرا ساده کرده به آن اسکناس گفتند اولين پول رسمي کاغذی ، توسط بانک شاهنشاهي ، در سال 1269 شمسي «1890ميلادی» در تهران انتشار يافت

در سال 1309 شمسي طبق قانون ، حق انتشار اسکناس از بانک شاهنشاهي اخذ و به بانک ملي ايران واگذار گرديد

 
چطور مورچه ها راه لانه شان را پيدا ميکنند؟
 
دانشمندان درباره انواع مختلف مورچه ها مطالعه کرده و باين نتيجه رسيده اند که هر نوع مورچه ای طريقه مخصوصي در پيدا کردن راه لانه اش دارد مثلا" بعضي از مورچه ها از طريقه نشانه گذاری در روی زمين استفاده ميکنند ، يعني وقتي لانه شان را ترک ميکنند علائم روی زمين را نشانه ميگذارند تا در موقع برگشت بتوانند از روی آن نشانه ها راه لانه خود را پيدا کنند درست شبيه علائم ساختمانها و يا خيابانها که ما برای پيدا کردن خانه خود از آنها استفاده ميکنيم

دسته ديگر از مورچه ها با نگاه کردن به ارتفاع خورشيد و در بالای افق راه خود را مي يابند که بشر جز با استفاده از ابزار و وسايل مخصوص قادر به استفاده از اين طريق نيست

بعضي ديگر از مورچه ها هم از نشانه های روی زمين و هم از خورشيد کمک ميگيرند دانشمندان اين را با تجربه هائي ثابت کرده اند آنها ابتدا روی يک مورچه نشانه گذاری کردند و سپس آن را بحال خود گذاشتند و شروع به تعقيب آن نمودند و بعد از آنکه مورچه تکه خوراکي پيدا کرد و خواست که به لانه اش برگردد ، آنها آن را بلند کرده و نقطه ديگری که درست مخالف لانه اش بوده قرار دادند يعني اگر قبلا" رو به مشرق بوده حالا رو بطرف مغرب گذاشته شد در اين حالت مورچه نمي توانسته از آفتاب کمک بگيرد چونکه بنظر آن ظاهرا" آفتاب در يک جای ديگر بود.  بنابراين ابتدا مورچه مدتي سرگردان شده و شروع به اينطرف و آنطرف رفتن نمود.  ولي بالاخره با يافتن يک نشانه زميني بخانه خود رسيد دانشمندان با تعيين و حساب وقت اين آزمايشها به اين نتيجه رسيده اند که بعضي اوقات يک مورچه ممکن است چندين ساعت برای پيدا کردن نشانه زميني که راهنمای او در رسيدن به لانه اش ميباشد ، به جستجو بپردازد و در آخر مورچه هائي وجود دارند که با بو کشيدن لانه خود را ميابند
 
+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در سه شنبه یکم آذر 1384 و ساعت 10:53 قبل از ظهر |
Wife (animated)
+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در سه شنبه یکم آذر 1384 و ساعت 10:40 قبل از ظهر |