تبليغاتX
بی پروا چون چشم ناز تو
سلام
 واسه معرفی خودم باید بگم .... من مونا یکی از هزاران نفر از نویسندگان عاشق به وبلاگ ها هستم، که نزدیک 2ساله با این وبلاگ ها زندگی می کنم. همیشه جدی نیستم و شاید شلوغ بازی زیاد در بیارم  
 این دفعه قرار شد همراه با آقا مهرداد یا همون دکتر جون خودتون  همکاری داشته باشیم و حرف ها و فکرهامون که صد در صد مخالفت و تفاوت هایی خواهد داشت رو تو این وبلاگ به نمایش بگذاریم. من  به شخصه  نظرم رو عاقلانه می گم و سرسختانه ازش دفاع می کنم!
 دیگه فکر نمی کنم چیزی مونده باشه و به مرور زمان با من بیشتر آشنا می شوید امیدوارم شما دوستانی که هنوز شناختی ازتون ندارم و کم کم باهاتون آشنا خواهم شد، در بهتر شدن این وبلاگ با ما همکاری لازم رو انجام بدید و نظرتون هرچند پر از انتقاد رواینجا بیان کنید.
+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 و ساعت 8:36 بعد از ظهر |
سلا م به همه دوستان گلم

امروز میخوام یه سری توضیحات راجع به تغیرات جدید در این وبلاگ رو به اطلاع عزیزان برسونم . اولا که حضور دوست بسیار خوبم خانم  مونا  رو به جمع نویسندگان این بلاگ تبریک میگم و بدینوسیله حضور ایشون رو به اطلاع علاقمندان مرموز این بلاگ میرسونم. من به شخصه به کار ایشون اعتقاد خاصی دارم و اطمینان دارم  ایشون اینجا هم مثل سایر وبلاگ هایی که باهاشون همکاری کرده موفق خواهد بود.معرفی ایشون هم بهتره به خودشون واگذار بشه چون جز نوشته هاشون هیچی ازشون نمیدونم .

ثانیا باید بابت یک سری مسائل و مزاحمت ها که از طریق یکی از مزاحمان همیشگی این بلاگ برای دوست گلم انیس عزیز پیش اومده از ایشون معذرت خواهی کنم و به ایشون این قول رو میدم که دیگه هرگز همچین مشکلی پیش نخواهد امد و اطمینان میدم اون خانم دیگه هرگز اینجا مزاحمت ایجاد نمیکنن.

و حالا ... میخوام با خانمی به اسم مریم صحبت کنم. مریم جان من  به عنوان مدیر این بلاگ تاسف خودم رو از حرف های اون شخص که متئاسفانه خودشم به فضول بودن خودش اعتراف میکنه ابراز میکنم و البته خودم رو بی تقسیر نمیدونم اما ... دوست خوب من.زمانی که من با اون شخص راجع به شما حرف زدم . به هیچ عنوان فکر نمیکردم که ایشون از این موضوع سوء استفاده کنه. امیدوارم  منو ببخشین و اینو بدونین که من  همیشه برای احساس شما احترام  قائل بوده و هستم.

 

و در پایان باید بگم شکل این بلاگ به طور کلی تغییر خواهد کرد  از امروز دیگه اینجا خبری از خبر نیست.اینجا فقط توشته های نویسندگان این وبلاگ نمایش داده خواهد شد . ما اینجا فقط نظرات / تفکرات / و احساسات خودمون رو قلم میزنیم .

واسمون دعا کنین .

دست تمامی شما دوستان گلم را به گرمی مس فشارونم .

باقی بقایتان

((( مهرداد)))

 

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385 و ساعت 4:20 بعد از ظهر |