تبليغاتX
بی پروا چون چشم ناز تو

ابر هم در بارشش ، قصد فداکاری نداشت *** عقده در دل داشت ،روی خاک ، خالی کرد و رفت

خوب دوستان امروز فکر میکنم یه پست طولانی رو باید بنویسم . چون نه تنها میخوام جواب بعضی نظرات رو بدم ، قصد دارم امروز راجع به چند موضوع مهم هم حرف بزنم . در خلال این پست برخی از شعرام رو مینویسم که امیدوارم از اونا هم خوشتون بیاد .

در ابتدا باید از دوستان خوبم خانم ها : میترا ،مژده، الهه، مریم ،رزمینا ، منیژه ، سوفیا ، نسیم، و آقایان نیما ، کامیار، آرمان ، جلال ،علیرضا ، یاشار،دانیال و .... و تمامی دوستانم در گروه های بدهی ، روزی ، PMC ، نظریان،جرقه،تهرون،مارشال مدرن،گیسو،وندا کلیک و ... که با آف لاین ها و میل ها و تکست های قشنگی که توی وبلاگم گذاشته بودن تشکر کنم. اگر اسم کسیو نبردم یا بعضی از نظرات رو نمایش ندادم پیشاپیش عذرخواهی میکنم . بعضی از نظرات که کاملا شخصی بود و قابل نمایش نبود . و  راجع به اسامی هم باید بگم . ماشالله اونقدر زیادین که اگه میخواستم تک تک اسم ببرم باید فقط یک رو وقت میذاشتم واسه نوشتن اسامی . اسم بعضیا رو مخصوصآ نیوردم ، چون میدونم چه حالی بهشون دست میده وقتی اسمشونو اینجا نمیبینن ، اصلانم  منظورم با شیمن و الهام و حمید و دریا نیست . خدایی نکرده کسی فکر نکنه با اونا بودما...

افرادی هم که با اسم مستعار تبریک گفتن اصلا واسم مهم نیستن ، تبریکشون بخوره تو سرشون، خاک بر اون سرتون بکنم ، دیگه تبریک تولد گفتنم قایم موشک بازی داره مزغل جان .((این واژه در زبان انگلیسی بدین صورت نوشته میشود:  MozGHol ،خدا رحمت کنه اموات میترا رو که این کلمه رو یاد من داد)) .

جدیدا یه سری موجود تک سلولی با اسامی مستعار : غریبه کوچولو ، ماه مهربان ،آشنا،سلام و...مارو مورد لطف و عنایت خودشون از طریق فشار از بالا و چانه زنی از پائین قرار میدن که البته لازم میدونم  که اینجا از تک تک این عزیزان معلول بالای 95% که احتمالا از نوشتن اسم خودشون عاجز هستند تشکر کنم و اشاره ای به این نکته ظریف داشته باشم که... : من همیشه دوست دار حیوانات بوده و هستم . حالا هر چی ملوس تر و با نمک تر باشه بهتر .

و نکته بعدی رو میخوام در ارتباط با اون شاپسرا و خوشگل دخترایی بگم که با شعرای من این ور اون ور میرن و حال میکنن.  خوبه منم بیام خونتون دزدی ؟؟؟ مارمولک . خوبه منم با شورت مایو تو برم لب دریا پز بدم ؟؟؟ خوبه با دوست دختر اینترنتیت قرار بزاری من جات برم سر قرار؟؟؟. ایشالله زنبور یه جائیتون رو نیش بزنه که حتی روتون نشه برین دکتر نشونش بدین . بابام جان دره دیزی بازه حیای گربه... خوب عزیز دلم اگه شوهر میخوای یا در به در دنبال دوست دختر میگردی دیگه چرا شعرای منو میدزدی ؟؟؟ میومدی از همون اول در گوش خودم میگفتی چه مرگته ، خودم الهام یا شیمن یا اون عسل مارمولکو واست خواستگاری میکردم . یا دستتو میزاشتم توی دست نیما یا بهزاد که از چشممم بیشتر بهشون اعتماد دارم . قول میدم ببرنت سالم برت گردونن جوری که یه لکه هم روت نیفته. تو روی خودم مرتیکه میگه شعرا مال خودمه .... بابا ای ول . قربون اون روت برم من. دو سه تا جیگر خانومم یه وبلاگ زدن و شعرای مارو میچپونن توش ... ای یاشار کجائی ببینی حاجیتو کشتن.... خدائیش بعضی وقتا اینجور افرادو که میبینم توی دلم میگم : خدایا ... اون نوید نزول خورو که روزی ۱۰۰ تا فرش میندازه به ملت ...از ما نگیرش . ولی حالا خارج از شوخی ، اگه با شعرای ما عاقبت به خیر میشین ... ما حرفی نداریم ، فقط جون مادرت وقتی سرمونو گذاشتیم زمین ، یه فاتحه بالای سر این شاعر گمنام بخون . صواب داره به امام حسین .

حالا تو این گیرو دار یه بابایی پیدا شده ادعا میکنه ما دوسش داریم . این یکی دیگه نوبره والله . به تمامی دوستان ،آشنایان ، همکاران، همسایگان ، کسبه محل و اراذل و اوباش و غیره علی الخصوص اون مش صفر هیززززززززز...، بدین وسیله اعلام میدارد که : اگه روزی روزگاری یکی پیداش شدو گفت شما قبلا دوسش داشتیو عاشق و معشوق هم بودین..قبل از رد این موضوع اندکی صبر...تامل وتفکر کنین . خوب شاید بنده خدا راست میگه . من خودم یه همچین ماجرایی داشتم و باور بفرمائین حالا دیگه داره یواش یواش داره باورم میشه که بعله.. من خانومو میشناسم ... چه روزایی داشتیم با هم عشقو صفا... شمال ... لب دریا... مشروب... تا نصف شب... /.//و.و.کو./کمگ/و.وکو/و/.وکومو/کو/((به علت پاره ای از مشکلات فرهنگی ، باقی متن سانسور شده است)) +18

یه حرف کوچولو هم با دو تا  از دوستان گلم دارم که بعد از 2 سال دوباره با هم هستند . معین و حدیث عزیز:

معین جون من خودم به شخصه 2 سال زجر کشیدن حدیث رو دیدم ، میدونم دوسش داری و میدونم که میدونی اون عاشقته . اون واسه رسدن به تو همه کار کرد . اون به خاطر تو حاضر شد همه چیز و همه کسو به آتیش بکشه ... شایستست ، حالا بهش نشون بدی دیگه بزرگ شدی و میتونی یه شونه و یک تکیه گاه امن باشی . من همیشه واسه شما دو تا گلا دعا میکنم.خداوند رو شاکرم ، که منو باعث و بانی دوباره با هم بودن شما کرد .

 خوب کجا بودیم ؟؟؟ اها ... میرسیم به جواب دادن بعضی از نظرات . که من البته از نوشتن نام اون عزیزی که جوابشو میدم پرهیز میکنم . خوب از اون جا که الان ترم اول حقوق رو میگذرونم،میخوام ثابت کنم دارم شخصیت حقیقی و حقوقی پیدا میکنم .

خانوم x از این پرسیده بود که چرا مدتی اونقدر حالم بد بود و ....

خوب دوست گلم من جواب سوال شمارو با یکی از شعرای خودم میدم :

اگر یک آسمان ابرم ***اگر باران بی تردید////بدان احساس مردن را***کسی در من نخواهد دید

خوب هر کس تو زندگیش مشکلاتی داره . ایشالله خدا مشکلات همه ماها رو حل کنه . ما هنوز زنده ایم و امید داریم .ایشالله شما هم زنده باشی تا ما همیشه سایه پر مهر دوستیتون رو احساس کنیم.

آقای .. هم نوشته بودن من چرا جلوی آی دیم مینوسیم I HATE LOVE :

خوب اولا که این یه تیکه از یکی از اشعار Savage Garden  هست که من جلوی آی دیم مینویسم اما اگر واقعا نظر کلی من رو بخوای باید بگم اصولا به عشقی که به جنون بکشه اعتقادی ندارم . من خودم همواره از کسانی که دوستم داشتند ضربه خوردم . کسانی که من واسشون احترام وارزش قائل بودم ، همیشه وقتی دلتنگ بودن من سنگ صبورشون بودم ، وقتی دلشون پر میشد...خوب من بودم که دلشون رو خالی کنن اما چون میدونستند من هرگز بیشتر از این باهاشون نخواهم بود، به بدترین شکل ممکن به من ضربه میزدن . اما این که من نمیتونم عاشق باشم یا با کسی باشم ... ایا واقعا تقصیر من بوده ؟؟بزار جوابیه شمارو هم با یکی از شعرای خودم به اتمام برسونم:

آدما .... خیلی وقته که بریدم از شما****دیگه نه عاشقمو نه مهربون

حیف از این دل که تو اوج بی کسیش*** *اسمشو گذاشت براتون همزبون

سلام...وبلاگ شما رو یکی از طرفداراتون به من معرفی کرد... وب کاملا رمانتیکی داری که با روحیات من زیاد سازگار نیست... به هر حال تولدت مبارک...سر بزن خوشحال میشم

راجع به این مدل نوشته ها که یکیش این بالا اومده باید بگم : مودبانه تر اینه که شما 1. اون شخصی که این بلاگ رو به شما معرفی کرده معرفی کنین 2.قبل از نوشتن هر متنی خوب راجع بهش فکر کنین . در کل بابت اینکه تولد منو تبریک گفتین و منو به دیدن بلاگتون دعوت کردین از شما سپاسگزارم . اما در کمال احترام باید بگم .درخواست شمارو نمیپذیرم چون نه شمارو میشناسم ، نه وقت وب گردی دارم.

سلام خیلی قشنگ بود
راستی حالا صاحب این شعرا کجاست ؟
اونم اینقدر دلش واست تنگ میشه؟
حتما اونم دوست داره
سربلندوسرفرازباشید(هردوباهم )
امیدوارم متن بعدیتو با دیدن چشمای نازش که ازش میگی بنویسی داداش
خوشکلا وفاشون کمه
این تویی که باید رسم وفارو یهش یادبدی
منم کشیدم اون روزارو
خودموکشتم تا یادش بدم که فقط به من فکرکنه و دیگه واسم رغیب نتراشه
ولی بعداز 3سال سختی حالا به آرامش یه زندگی آروم رسیدم
واسه تو هم دعا میکنم

باید صادقانه بگم با خوندن این متن بسیار متاثر شدم . با تمام وجودم احساس کردم شما داری حرف دلتو میزنی .تمامی حرفای شمارو قبول دارم و از صمیم قلب آرزو میکنم آرامش شما عمری بی پابان داشته باشه. راجع به منم نگران نباش داداش گلم، من واقعا کسیو ندارم که بخوام بش فکر کنم . کسیم به من فکر نمیکنه . لااقل اینو میتونم بهت قول بدم . راستی خیلی خوشحال میشم شمارو بیشتر بشناسم . خدا همیشه پشتیبان شما باشه.

خوب دوستان فکر میکنم همینقدر کافی باشه . چون اکثرا یا سوال های مشابه کرده بودن ، یا سوالات شخصی ، که مطمئنا نمیشه اینجا جوابشو داد .

در پایان بازم از تمامی دوستان گلم تشکر میکنم . ایشالله باشید... تا باشیم . دلتون سبز و سرتون بلند باشه .

 این پست رو با یه قطعه شعر از کارای خودم تمام میکنم  :

دل از غصه به چشمش خواب آسوده حرومه

همش با خود میگه، وفا چیه؟ عاشق کدومه

همینه کار هر روز دل ما

گمونم کار قلب ما تمومه

 

یکی میگه بهم تنهای تنهاست

مث کشتی شکسته، ته دریاست

نمیدونه همه دردی که داره

فقط اندوه یک ثانیه ماست

*************************************************

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در جمعه بیست و هشتم مهر 1385 و ساعت 6:27 بعد از ظهر |
تولدم مبارک....

خوب یه سال بزرگتر شدم.

دیگه چی؟؟؟ هیچی ...

۲۴ مهر...

بایای

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در یکشنبه بیست و سوم مهر 1385 و ساعت 9:41 بعد از ظهر |

اولین بار که دلم رو دزدیدی...یادت میاد...

با دو تا چشمون شیطونت به من میخندیدی...یادت میاد...

اولین بار که نگاهم به نگاهت گره خورد...

حادثه منو به دست گرم تو سپرد...

 

اولین بار که رو اون کوه بلند...

داد زدیم جز من به هیچکی دل نبند...

یادمه گفتی چشام قربون چشم تو بشه...

یادمه گفتم بمیرمو چشات خاموش نشه...

 

روی اون نیمکت کهنه،کنج اون پارک قدیم...

عهد کردیم که دیگه دل به دل کسی ندیم...

توی شهر تو همیشه دلمو جا میزارم...

وقتی اسمت رو میارم به خدا کم میارم...

 

تو میگفتی آقایی صدات برام یه بازی نیست...

من میگفتم به خدا دلم به دوری راضی نیست...

اولین بار که یواشی لباتو دید میزدم...

گفتی بم ...تو درس حوصله ردم...

 

هنوزم شیرینه لبهام...

هنوزم گرمه نفسهام....

هنوزم خماره چشمام...

گرچه بی تو خیلی تنهام...

 

باز دلم میخواد دوباره...

برف رو گونه هام بباره...

تو بیای با مهربونی...

تنمو خوب بپوشونی...

 

میدونم خیلی حقیرم...

پیش اون چشمون گیرا...

میدونم همه میمیرن...

واسه اون نگاه زیبا...

 

ولی خوب،اینم میدونم...

گل یاس نازنینم...

میتونم به پای عشقت...

تا قیامتم بشینم...

 

نزاری کسی بدونه...

که چقدر عاشقت هستم...

خودتم خوب میدونی من...

تا حالا چقدر شکستم...

 

دله تو مثل یه دریا ...

دل من ماهی بی تاب...

خونه من ته دریاست...

با یه عشق ناب و کمیاب...

 

دوست دارم هنوز بخونم...

شعر من پایون نداره...

دله من هر وقت نباشی...

مث بارون بهاره...................

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در پنجشنبه بیستم مهر 1385 و ساعت 0:9 قبل از ظهر |

هرچی نفرت توی دنیاست،توی این قلب منه

دیگه اون حرفای تو،حالمو به هم میزنه

از دوتا چشمای تو فقط شرارت میباره

دیگه اون قهر و اداهات تو دلم جا نداره

دیگه از همه بریدم،دلم از سنگ شده

همیشه دروغ میگفتی که دلت تنگ شده

توی هفت تا آسمون یه تک ستاره نداری

شنیدم بازم داری اشک دروغی میباری

ولی این دفعه بدون،من دیگه خامت نمیشم

هرچیم داد بزنی من دیگه رامت نمیشم

دلم از هر چی پلیدی مث توست عاصی شده

عشق واسه امثال تو این روزا یه بازی شده

برو گمشو که دیگه چشم ندارم ببینمت

حالا دارم یواشی، از تو دلم میکنمت...

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در چهارشنبه نوزدهم مهر 1385 و ساعت 11:40 بعد از ظهر |

بخواب آروم ... گل پونه

دلم سجاده خونه

بخواب آروم ... گل مریم

دارم جون میکنم کمکم

 

بگیر آروم ... دله خسته

دله در سینه بشکسته

بگیر آروم ... توی سینه

که رسم عاشقی اینه

 

لالا..لالا شدم داغون

شدم گریون ، شدم ویرون

لالا..لالا سیه گیسو

نداره زخم من دارو

 

نکن هق هق ... پریزاده

منم در به دره جاده

نکن هق هق ... که تقدیره

دلم از عاشقی سیره

 

چرا شیون...چرا زاری...

ستاره هارو میشماری

چرا تهمت...چرا دشنام

چرا کردی منو بد نام

 

بیا آروم...بشین پیشم

که من زخم خورده خویشم

بیا آروم...که مهتابه

دلم از غصه بیتابه

 

بزار سر روی این شونه

که شونه دردو میدونه

بزار سر روی این سینه

که درده سینه سنگینه

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در شنبه پانزدهم مهر 1385 و ساعت 11:7 بعد از ظهر |

سلام عزیزان:

امیدوارم روز و روزگار خوبی داشته باشین. امروز پست جدیدمو که در حقیقت جدیدترین شعرمه رو میزارم . ولی قبلش میخوام یه موردی روبرای هزار و یکمین بار به یه عده تذکر بدم .

اشعار و متونی رو که در این بلاگ میخونین ، از کارهای خودم هست اما... دوستان عزیزم قرار نیست اگه کسی توی شعرش بگه دارم آتیش میگیرم یعنی تورو خدا زنگ بزنین آتش نشانی . من هر وقت که بخوام میتونم شعر بنویسم . راجع به هر موضوع و هر احساسی.

حرف من با بعضی از خوانندگان عزیز این وبلاگ اینه :

قلم من به طرف شخصی خاص نشانه گیری نشده.

بعد از پست قبلی من ، خیلی از دوستان مدام واسه من میل میفرستند و آف میزارن و مدام سعی در همدردی و دلداری دادن دارن .

دوستان عزیز ، از این بابت که به فکر من هستید و منو هرگز فراموش نمیکنین ممنونم اما واقعا این موضوع داره واسم دردآور میشه که هر روز بخوام این موضوع ساده رو واسه بهترین دوستانم مکررا توضیح بدم و بگم:

دوست عزیز، شخص خاصی در زندگی من نیست و اصولا علاقه ای به حضور یک شخص ثانی در زندگیم ندارم.

همیشه گفتم ، حالا هم میگم . تنها حسی که میتونه قابل اعتماد باشه، حس تنهاییه .به قول محسن چاوشی مکه میگه :

تنها نبودم حتی یک دقیقه *** با تنهایی که بهترین رفیقه

 من با داشتن والدینی مهربون و خواهر مثل پریسا،هرگز نیاز به شخص خاصی پیدا نمیکنم. اگرم روزی دلم بگیره ... بدونین دوستانی مثل مهدی، علیرضا،میترا،الهه،سوفیا و... هرگز نمیزارن دلمو جلوی یه نا آشنا باز کنم .شما گنجینه ای از این پر بها تر سراغ دارین ؟؟؟؟

*********************************************************************

وای نمیدونم که چرا،دلم برات تنگ نمیشه

انگاری مردی تو دلم،دل آخه از سنگ نمیشه

 

انگار که هرگز نبودی،اسم تو یادم نمیاد

هرچی میگفتم این کیه،کسی جوابم نمیداد

 

راستی بگو کجا بودی،وقتی دلم رو دزدیدن

سرگرم بازیهات بودی،وقتی بهم میخندیدن

 

تقصیر من نبود دلم،راضی به این بازی نشد

غزیبه اومد و دلش،به مرگ من راضی نشد

 

غریبه تو بهش بگو،تو شاهد دل منی

شما خودت گفتی به من،باید ازش دل بکنی

 

حالا یه چیزی رو بدون،بازی رو باختی نازنین

اونی که عاشقش بودی،من نبودم خودت ببین

 

برگرد کنار اون کسی،که عمریه دوسش داری

منو میخوای چی کار آخه؟،نیازی به من نداری

 

غریبه چشماتو فدا،گریه نکن باور من

دلم اگه میمیره تو،زاری نکن یاور من

 

خوش دلم به بودنت....کاشکی که تنهام نزاری

خدا تورو داد تا بیای....مرهم رو دردام بزاری

(((مهرداد)))

باقی بقایتان

 

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در سه شنبه یازدهم مهر 1385 و ساعت 7:47 بعد از ظهر |

سلام

یه پارچه مشکی روی یه دیوار قدیمی . یه نوشته خوانا . یه کسی با کمال ضرافت و دقت نوشته :

با نهایت تاثر و تاسف درگذشت آقای .... را به اطلاع کلیه دوستان و آشنایان میرسانیم.

نارحت نشو اما... این آخر قصست . بعضی وقتا آدم یادش میره یه روزی میمیره . دلم میخواست جای اون ۳ تا نقطه اسم من بود . شاید فکر کنی دیوونه شدم یا دارم مضخرف میگم اما نه . من فقط این نامه رو روی بقیه نامه های نخونده میزارم تا شاید ببینیش و یادت بیاد یه روزی نوبت تو هم میشه .دلم فقط میخواد واست دعا کنم.

 همیشه یه جورایی از من بدت میومد . میتونم حس بچه گانه تورو درک کنم اما حس تنفرت رو نه .....

راستی یه سوال ... هنوزم نتونستی با خودت کنار بیای؟؟؟ فهمیدن این سوال که در حال حاضر کیو دوست داری بزرگترین دغدغه همیشگی تو بود. البته تا اونجا که من یادمه . شاید بهتر میبود کمی دور خودت رو خلوت تر از او چیزی که بود میکردی.

شاید بازی  بچه گانه تو  واسه هر کسی دوست داشتنی باشه اما واسه من یکی همیشه زجر آور بوده. تو عاشق یه عشق کهنه بودی و همیشه اونو در همه چیز جستجو میکردی حتی در من !!! اما من واسه یه هوای تازه میجنگیدم . این همیشه واسه هر دوی ما دردناک بود. و از اون بدتر ... دروغ بود .

یادم میاد دفعه اولی که بهم دروغ گفتی اولین چیزیو که احساس کردم یه مزه شور. روی زبونم بود . از ناراحتی و خشم لبم رو گاز گرفته بودم  و تو سرمست از اولین پیروزیت بودی اما واقعا تو برنده بودی ؟؟؟این ان چیزی بود که میخواستی ؟؟ من داشتم تاوان گناه کیو پس میدادم ؟ کسیو که حتی نمیشناختمش؟؟ کسی که تو حتی هنوز هم اسمشو تو دلت فریاد میکنی....فقط...نگو نه....

من نمیتونم مثل تو باشم . نمیتونم ببخشمت چون دلم نمیاد بگم میبخشمت . چون نمیتونم اونقدر کوچیکت کنم که لایق بخشش بشی .نمیتونم گناه تورو لمس کنم. واسه من شکست تو آغاز یک پیروزی نیست...

 من هنوزم پر از عشقم . هنوزم دلم بهونه تورو میگیره اما...خسته شدم . دیگه واسه بازی تو اونقدر جوون نیستم که بتونم نقش شاهزاده قصه هات رو بازی کنم. از اون مهم تر غرورم میگه : جایی بشکن ... که آسمونش واسه تو بباره .

دلم نمیخواست تنهات بزارم اما اینو میدونم تو واسه بازیگر نقش اولت گزینه های بهتر از من سراغ داری. میرم تا دیگه بهم دروغ نگی . میرم چون دلم نمیخواد ببخشمت . میرم چون حالا کسی دیگه به من نیاز داره. کسی که ازم نمیخواد به حرفاش گوش بدمو واسه شندین راز دلش بهش التماس کنم.کسی که آروم بهم میگه...بخواب...بخواب...حالا دیگه وقت آرامشه....

(((مهرداد)))

باقی بقایتان

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در دوشنبه دهم مهر 1385 و ساعت 1:6 بعد از ظهر |
سلام یه همه دوستای گل خودم :

پست قبلی منو اگه خونده باشین لابد با خبر شدین که اینجا قراره تغییر کنه اما....

خیلی از دوستای خوب من . که واسه من خیلی اهمیت و ارزش دارن از این تصمیم من ناراحت شدن و به من اعتراض کردن . منم به خاطر همین موضوع یه تصمیم مهم گرفتم . این وبلاگ رو به همون شکلی که داشت ادامه میدم و یک بلاگ دیگه برای سایر  کارهام راه اندازی میکنم . به زودی آدرس اون بلاگ رو اینجا میزارم . تا اون موقع .. یا علی .

=============================================================

کسی آمد

کسی حرف دلم را خوب فهمیدبه روی غصه هایم او خندید

کسی آمد که قلبم مال او شددگر جان باخت رنگ ضعف و تردید

کسی که شهر او دور است. افسوسنگاهم در نگاهش گشت مبحوس

کسی من را به یاد سجده انداختکه در یک آیینه هستیم مبحوس

کسی که کیش او از من جدا استهمیشه در زلالی او رها است

کسی که در هجوم دردهایمهمیشه اسم زیبایش شفا است

کسی که نام او شد آسمانیتو آئین منو در من چو جانی

کسی که در دلم همواره او هستچو خورشیدی میان کهکشانی

کسی که با صدایش زنده گشتمبه شوق دیدنش تا صبح مستم

کسی که با حضور پر فروغشتمام آئینه هارا شکستم

کسی آمد . الهی که بماندسرود یک صدایی را بخواند

غریبه آخرین مفهوم عشقیالهی تا ابد نورت بتابد

 

خوب اینم آخرین شعر من بود . نظر فراموش نشه ... یا علی

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در چهارشنبه پنجم مهر 1385 و ساعت 4:22 بعد از ظهر |