تبليغاتX
بی پروا چون چشم ناز تو - حضور ...

اومدی و با حضورت شب من . پر از ستارست

خنده های عاشقونه. همش از سر بهانست

 

یه کاری کردی که قلبم.شده دیوونه حرفات

آخه تنها تورو داره . قربون عطر نفسهات

 

انگاری که آسمونها.پر از شور ه و نوره

غصه از شرم حضورت.به خیالم خیلی دوره

 

تو به دریا...تو به ساحل..به همه دنیا نگاه کن

با نگاه آسمونیت.همه دردا رو دوا کن

 

ولی با منه مسافر...فقط و فقط جفا کن 

ببرم به شهر هق هق. منو با گریه رها کن

 

آخه همنشین گل . خاره بیابون نمیشه

تویه شهر عاشقا. زندونی مهمون نمیشه

 

من فقط مسافرم .خونه فقط مال شماست

رو سیاهم به خدا...راه من از شما جداست

 

سرنوشت من فقط مرگه میون بوته هاست

حالو روزمم مثه اشکای روی گونه هاست

 

 

یه دفعه یادمه گفتی که همیشه با منی

کاش میگفتی که یه روز آتیش به جونم میزنی

 

یه خورده توجه:

من از  پنج شنبه تهران هستم و نمی تونم به روز کنم . فکر کنم ۱۰ روز اونجا هستم. البته سعی میکنم نظراتو بخونم و به میل ها جواب بدم .

با تشکر

(((مهرداد)))

باقی بقایتان

 

 

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385 و ساعت 1:25 بعد از ظهر |