اولا که من 10 روز نبودم
و اینو همه میدونین بعدشم که اومدم چنان سرما خوردم که نفسم بالا نمیومد
و یا بیمارستان پیشه یه دکتر جون دیگه بودم
یا تو تختم واسه طول عمره شما رفقا دعا میکردم
.
روزی که من پام به اهواز رسید که البته ایشالله قربونش برم
از سیستم رایانه یکی از دوستان استفاده کردم و آی دی و میل و وب لاگ رو چک کردم . ![]()
از اونجایی که من همواره با شیطان بزرگ ، آمریکای ملعون در ستیز بودم
. به نظر میرسه طبق معمول عمو تام یه توطعه بزرگ واسه منه ساده دل چیده بوده
. چرا که با توجه به گزارشات واصله آی دی های من از اون روز روشن مونده
و حالا من بعد از چند روز که اومدم . سیلی از میل ها و آف لاین های عشقولانه
(که آدم روش نمیشه توی جمع بخوندشون)
منو متعجب کرده . و جالب اینجاست فقط دو نفر فهمیدن که ماجرا چیه
.
و حالا بحث جدی میشود .
۱.اون اراضل و اوباشی که ادعا کردن منو حک کردن باید یاد بگیرن طرز صحیح نوشتنش اینجوریه : هک![]()
۲.اونایی که نوشته بودن من معرفت ندارم اگه داشتم لااقل میگفتم نمیخوام باهاشون چت کنم بدونن:
عزیز ، شما اگه منو میشناختی این حرف و نمیزدی پس: ادعای رفاقت با منو نکن .![]()
۳.اون ۲ تا دوست گلم که به من اطلاع دادن که ماجرا چیه : مطمئنا شماها با اون آمریکای جهان خوار در ارتباط بودین که از همه چی خبر داشتین![]()
.
۴.یه بابایی هم که ماشالله خودشو مادر محبت و شهزاده عشق
میدونه واسه من نوشته که یه میل واست فرستادم تا به قول خودم عمل کرده باشم و گله کرده که چرا تولدشو بهش تبریک نگفتم
:
۱. اگه قرار باشه من تولد همه رفیقامو توی وبلاگم تبریک بگم که باید همه کارامو بی خیال شمو بشینم اینجا تبریک نامه بزنم . ![]()
۲. اگه مشکل شما با پست تبریک میتراست باید بگم میترا و اون سه نفر دیگه که اسمشونو توی پست قبلی اوردم واسه من یه دنیا ارزش دارن
و مسلما روز ۱۹ شهریور و ۱۵ شهریور که روز تولدشونه رو حتما اینجا مینویسم
. اما شما مسلما دوست خوبی واسه من بودین و هستین ولی نه در حدی که بخوام...![]()
پس... جایگاه خودتونو بدونین![]()
۳.و راجع به اینکه گفته بودین میله منو پاک کن:![]()
همه میدونن من چقدر از دروغ بدم میاد
. و این مسئله نیازی به یاداوری نداره و بارها به شما گفته بودم که یکی از ایرادات و عیب های شما همین تمایلتون به دروغ گفتنه ، دوست گلم من... هرگز نمیتونم ای میلتون رو پاک کنم چون شما هرگز ای میلی واسه من نفرستادین![]()
۴.واسه توهین هایی هم که به شعر ها و شخصیت خوده من کردین باید بگم :![]()
من روزی که این وبلاگ رو ساخت پیه تمامیه این مسائل رو به تنم مالیدم . از نظر من انتقاد برای یک وبلاگ،سازنده ترین چیزه اما... چون انتقاد شما مغرضانه و از روی احساسته بچه گانه شما بروز میکنه ،متاسفانه باید بگم.... مردوده![]()
خب بله
اینم از پست امروز . چه گرد و خاکی کردم من
به هر حال دمه شما همه گرم .خدارو خیلی شاکرم ،چون این موضوع باعث شد خیلی هارو بهتر بشناسم و البته ... یکی از بزرگترین تصمیمات زندگیمو بگیرم
راستی رفقا یه خبر با حال : به میمنت و شادی یه بابایی داره میره خونه بخت
میدونین که کیو میگم...![]()
به امید روزی که خودش عین بچه آدم بیاد شیرینیش و بده و ما جمعیت شرخر رو به دردسر نندازه![]()
(((م
ه
ر
د
ا
د)))
باقی بقایتان![]()

