تبليغاتX
بی پروا چون چشم ناز تو - یه شب خیس دیگه

نامه شماره 2

سلام . میدونم شاید اصلا این نامه رو باز نکنی . شاید اصلا نخونیش .میدونم شاید اینبارم صدای من حتی به شیشه اتاق تو هم نرسه اما تو که میدونی . من خیلی وقته دلم به نبودت عادت کرده . تو همیشه بودی اما.. نبودی .دلم میخواد یه ترانه قدیمی گوش بدم . دنبال رهایی از این رخوت دلم میخواد به یه صدای قدیمی پناه ببرم ، از میون خواننده های قدیمی گوگوش رو انتخاب میکنم . تو که میدونی ... من صدای گوگوش رو خیلی دوست دارم . صداش سکوت اتاقم رو میشکنه وقتی که میگه :

همیشه اسم تو بوده

اول و آخره حرفام

بس که اسم تورو خوندم

بوی تو داره نفسهام

فدای سرت ! این نامه رو هم مثل بقیه نخون ، مثل اون دفتر پیر و کهنه که همیشه گوشه اتاقت افتاده و تو حتی وقت نکردی بخونیش .میدونی عزیز ،یه گوشش نوشته بودم :همه قول و قرارت یادت رفت؟

خودمونیما ولی ای کاش... منم میدیدی ! کاش دیگه نمیگفتی نه ! کاش دیگه نمیگفتی نمیتونم. کاش باور میکردی که بزرگترین آرزوی من فقط و فقط نگاه کردن تو چشماته. سوختن زیره بار نگاته . خدای من. میدونم باز داری میگی خیلی بچه ای اما...یه روزی عاشق دیوونگیا و بچه بازیام بودی ...راستی چی تغییر کرده ؟؟ من یا.. :

ما به هم محتاجیم

مثل دیوونه به خواب

مثل گندم به زمین

مثل شوره زار به آب

این ترانه واسه من خیلی خاطره داره یاده روزهائی می افتم که با هر یاد تو پشت هر دیوار و پنهون از نظر هر پنجره ای یواشی خنده های عاشقونه سر میدادم.  اما.. شبها...این تنها قسمتی از نامه منه که دلم  نمیخواد بخونیش.شبا به یاده تو تو صبح هزارون بار میمیرم و به شوق داشتنت جون میگیرم . یه جای این شعر واسه من یه تردبد بزرگ داره،اونم اینه : من به نو محتاجم ! خیلی وقته که دیگه میون ما ،من مرده !

تو بزرگترین سوالی

که تا امروز بی جوابه

نه تو بیداری نه تو خواب

نه تو قصه و کتابه

چرا اینجوریه ؟ چرا هروقت میخوام تونیستی ؟ چرا فکر میکنی من خوبم ؟  وقتی که تمام دلم فریاد میکشه تو خوبه منی . یه روزی دیوونه این بودم که بهم بگی دوستم داری داری ولی حالا میبینم از این جمله میترسم. کمکم کن . چرا همیشه باید با این نامه ها صدات کنم؟چرا خودتو قایم میکنی...

چشام مانیتور رو درست نمیبینه ، گمونم باز شهر چشام بارونیه...سرت سلامت سوگلی...تو خودت خوب میدونی...این کاره هر شب منه...

راستی یه خواهش . میشه این ناممو باد نبره ؟!!

این دفعه هم خودتو پنهون کن ... قایم شو ...شهر تو از من خیلی دوره...سوگلی...دورترش نکن .

امضا : کی بورد

(((مهرداد)))

باقی بقایتان

===========================

یه خورده توجه :

دوستان گلم این دومین قسمت از سری قطعه هایی بود که من به عنوان نامه های بی پاسخ مینویسم . امیدوارم خوشتون اومده باشه در ضمن تولد حدیث عزبزم رو بهش تولد میگم . حدیث رو که حتما یادتونه  عضو چهارم اون سازمان مخوف البته خدائیش توی اون چهارتا وروجک از همشون آروم تره.

راستی پست بعدی مربوط به جواب دادن به نظرات شما دوستای خوبمه. حتما بخونین .فکر میکنم جالب باشه

 

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385 و ساعت 11:23 بعد از ظهر |