تبليغاتX
بی پروا چون چشم ناز تو -

 

بدون حرف اضافه . این جدیدترین شعرمه . حوصله ندارم شاید کمتر دیگه بیام.

حسرت

بیا ببین عزیزم

قسم به چشم خیسم

حتی حالا که نیستی

باز از تو مینویسم

 

رفتی ولی هنوزم

به پای تو نشستم

اون دلی که میخواستی

جلو چشات شکستم

 

ای کاش فقط میگفتی

چرا پیشم نموندی

چرا گل قشنگم

دل منو شکوندی

 

نمیتونم ببینم

غریبه با تو باشه

نفرین این دل سرد

تا عاقبت باهاشه

 

آرومه جونه خستم

بانوی مهربونم

خورشید بی پناهم

من سردیه خزونم

 

هر جا که هستی حالا

شبت پر از ستاره

الهی دل بمیره

اگه چشات بباره

 

(((مهرداد)))

باقی بقایتان

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385 و ساعت 1:21 قبل از ظهر |