آره دوستان . من دارم میرم. دارم پوست میکنم . دیروز چیزیو دیدم که باعث شد . بعد از مدت ها بغض کنم . من تصویر تکیده خودم رو دیدم . که داشتم از پشت یه دیوار خرابه واسه یه حوض کوچولو دست تکون میدادم . از شما میخوام به روی این لینک کلیک کنید تا بفهمین منظور من چیه :
http://sharghnewspaper.com/840728/html/spc11.htm
این مطلب از آرشیو روزنامه شرق دانلود شده. اون وبلاگی که به عنوان دومین وبلاگ پر بیننده معرفی شده . همین وبلاگیه که شما الان دارین میخونینش کافیه روی اسم بی پروا در اون صفحه کلیک کنید. این بلاگ یه روز به عنوان دومین بود . میدونین این یعنی چی ؟؟
یعنی همه اون چیزی که من بهش افتخار میکردم .
من بر میگردم . اما نه اینجوری که حالا هستم . تقصیر هیچ کی نیست که اینجا تبدیل شده به چیزی که من همیشه ازش فرار میکردم . به تمامی کسانی هم که این مدت با خراب کاری هاشون دل منو آزردن تبریک میگم . چون موفق شدن خیلی چیزارو در دل من بکشن . شما ها احساسی رو به من هدیه دادین که هیچ تجربه ای نمیتونست اونو به من منتقل کنه.
من واسه تبدیل شدن به مهرداد قبلی نیاز به کمک همه دوستای خوبم دارم.کسانی مثل خانوم میترا که منو هرگز فراموش نکردن . دوستانی مثل الهه و مهدی . منیژه عزیز و خیلی های دیگه که همیشه منو کمک کردن.دیگه خبری از شعرو شاعری نیست . اگرم باشه . محدود و به جای خودش خواهد بود.این وبلاگ به هرجا که فکرشو بکنبن سرک خواهد کشید . اینجا دوباره میشه همون بلاگ پر بیننده قدیم . اینو قول میدم . این بار من دیگه دوم نمیشم . من اولین خواهم بود .
به امید اون روز ...
((((م
ه
ر
د
ا
د ق
د
ی
م))))
