تبليغاتX
بی پروا چون چشم ناز تو - سلام
سلام یه همه دوستای گل خودم :

پست قبلی منو اگه خونده باشین لابد با خبر شدین که اینجا قراره تغییر کنه اما....

خیلی از دوستای خوب من . که واسه من خیلی اهمیت و ارزش دارن از این تصمیم من ناراحت شدن و به من اعتراض کردن . منم به خاطر همین موضوع یه تصمیم مهم گرفتم . این وبلاگ رو به همون شکلی که داشت ادامه میدم و یک بلاگ دیگه برای سایر  کارهام راه اندازی میکنم . به زودی آدرس اون بلاگ رو اینجا میزارم . تا اون موقع .. یا علی .

=============================================================

کسی آمد

کسی حرف دلم را خوب فهمیدبه روی غصه هایم او خندید

کسی آمد که قلبم مال او شددگر جان باخت رنگ ضعف و تردید

کسی که شهر او دور است. افسوسنگاهم در نگاهش گشت مبحوس

کسی من را به یاد سجده انداختکه در یک آیینه هستیم مبحوس

کسی که کیش او از من جدا استهمیشه در زلالی او رها است

کسی که در هجوم دردهایمهمیشه اسم زیبایش شفا است

کسی که نام او شد آسمانیتو آئین منو در من چو جانی

کسی که در دلم همواره او هستچو خورشیدی میان کهکشانی

کسی که با صدایش زنده گشتمبه شوق دیدنش تا صبح مستم

کسی که با حضور پر فروغشتمام آئینه هارا شکستم

کسی آمد . الهی که بماندسرود یک صدایی را بخواند

غریبه آخرین مفهوم عشقیالهی تا ابد نورت بتابد

 

خوب اینم آخرین شعر من بود . نظر فراموش نشه ... یا علی

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در چهارشنبه پنجم مهر 1385 و ساعت 4:22 بعد از ظهر |