سلام
یه پارچه مشکی روی یه دیوار قدیمی . یه نوشته خوانا . یه کسی با کمال ضرافت و دقت نوشته :
با نهایت تاثر و تاسف درگذشت آقای .... را به اطلاع کلیه دوستان و آشنایان میرسانیم.
نارحت نشو اما... این آخر قصست . بعضی وقتا آدم یادش میره یه روزی میمیره . دلم میخواست جای اون ۳ تا نقطه اسم من بود . شاید فکر کنی دیوونه شدم یا دارم مضخرف میگم اما نه . من فقط این نامه رو روی بقیه نامه های نخونده میزارم تا شاید ببینیش و یادت بیاد یه روزی نوبت تو هم میشه .دلم فقط میخواد واست دعا کنم.
همیشه یه جورایی از من بدت میومد . میتونم حس بچه گانه تورو درک کنم اما حس تنفرت رو نه .....
راستی یه سوال ... هنوزم نتونستی با خودت کنار بیای؟؟؟ فهمیدن این سوال که در حال حاضر کیو دوست داری بزرگترین دغدغه همیشگی تو بود. البته تا اونجا که من یادمه . شاید بهتر میبود کمی دور خودت رو خلوت تر از او چیزی که بود میکردی.
شاید بازی بچه گانه تو واسه هر کسی دوست داشتنی باشه اما واسه من یکی همیشه زجر آور بوده. تو عاشق یه عشق کهنه بودی و همیشه اونو در همه چیز جستجو میکردی حتی در من !!! اما من واسه یه هوای تازه میجنگیدم . این همیشه واسه هر دوی ما دردناک بود. و از اون بدتر ... دروغ بود .
یادم میاد دفعه اولی که بهم دروغ گفتی اولین چیزیو که احساس کردم یه مزه شور. روی زبونم بود . از ناراحتی و خشم لبم رو گاز گرفته بودم و تو سرمست از اولین پیروزیت بودی اما واقعا تو برنده بودی ؟؟؟این ان چیزی بود که میخواستی ؟؟ من داشتم تاوان گناه کیو پس میدادم ؟ کسیو که حتی نمیشناختمش؟؟ کسی که تو حتی هنوز هم اسمشو تو دلت فریاد میکنی....فقط...نگو نه....
من نمیتونم مثل تو باشم . نمیتونم ببخشمت چون دلم نمیاد بگم میبخشمت . چون نمیتونم اونقدر کوچیکت کنم که لایق بخشش بشی .نمیتونم گناه تورو لمس کنم. واسه من شکست تو آغاز یک پیروزی نیست...
من هنوزم پر از عشقم . هنوزم دلم بهونه تورو میگیره اما...خسته شدم . دیگه واسه بازی تو اونقدر جوون نیستم که بتونم نقش شاهزاده قصه هات رو بازی کنم. از اون مهم تر غرورم میگه : جایی بشکن ... که آسمونش واسه تو بباره .
دلم نمیخواست تنهات بزارم اما اینو میدونم تو واسه بازیگر نقش اولت گزینه های بهتر از من سراغ داری. میرم تا دیگه بهم دروغ نگی . میرم چون دلم نمیخواد ببخشمت . میرم چون حالا کسی دیگه به من نیاز داره. کسی که ازم نمیخواد به حرفاش گوش بدمو واسه شندین راز دلش بهش التماس کنم.کسی که آروم بهم میگه...بخواب...بخواب...حالا دیگه وقت آرامشه....
(((م
ه
ر
د
ا
د)))
باقی بقایتان

