تبليغاتX
بی پروا چون چشم ناز تو -

اولین بار که دلم رو دزدیدی...یادت میاد...

با دو تا چشمون شیطونت به من میخندیدی...یادت میاد...

اولین بار که نگاهم به نگاهت گره خورد...

حادثه منو به دست گرم تو سپرد...

 

اولین بار که رو اون کوه بلند...

داد زدیم جز من به هیچکی دل نبند...

یادمه گفتی چشام قربون چشم تو بشه...

یادمه گفتم بمیرمو چشات خاموش نشه...

 

روی اون نیمکت کهنه،کنج اون پارک قدیم...

عهد کردیم که دیگه دل به دل کسی ندیم...

توی شهر تو همیشه دلمو جا میزارم...

وقتی اسمت رو میارم به خدا کم میارم...

 

تو میگفتی آقایی صدات برام یه بازی نیست...

من میگفتم به خدا دلم به دوری راضی نیست...

اولین بار که یواشی لباتو دید میزدم...

گفتی بم ...تو درس حوصله ردم...

 

هنوزم شیرینه لبهام...

هنوزم گرمه نفسهام....

هنوزم خماره چشمام...

گرچه بی تو خیلی تنهام...

 

باز دلم میخواد دوباره...

برف رو گونه هام بباره...

تو بیای با مهربونی...

تنمو خوب بپوشونی...

 

میدونم خیلی حقیرم...

پیش اون چشمون گیرا...

میدونم همه میمیرن...

واسه اون نگاه زیبا...

 

ولی خوب،اینم میدونم...

گل یاس نازنینم...

میتونم به پای عشقت...

تا قیامتم بشینم...

 

نزاری کسی بدونه...

که چقدر عاشقت هستم...

خودتم خوب میدونی من...

تا حالا چقدر شکستم...

 

دله تو مثل یه دریا ...

دل من ماهی بی تاب...

خونه من ته دریاست...

با یه عشق ناب و کمیاب...

 

دوست دارم هنوز بخونم...

شعر من پایون نداره...

دله من هر وقت نباشی...

مث بارون بهاره...................

+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در پنجشنبه بیستم مهر 1385 و ساعت 0:9 قبل از ظهر |