سخت دلگیرم
سخت بیمارم![]()
پر از یک آسمان ابرم![]()
و تو با دیگری خندان![]()
و من در کنج اندوهم...سخت میمیرم![]()
دلم از عاشقی سیر است![]()
**********************
گمانم بود این...شاید که با باران![]()
هوای خانه ام رنگ غزل گیرد![]()
بیامد ابر...![]()
بزد باران...![]()
ولی افسوس باران هم....![]()
دگر چون سالیان پیش![]()
ندارد حرفی از بودن![]()
**************************
یکی میگفت....![]()
فلانی . درد تو از چیست؟![]()
مقصر کیست ؟![]()
نزن بر ساز غم پنجه ![]()
دلت را آسمانی کن!!!![]()
*****************
بگفتم با غمی سنگین...![]()
که از چشمم بسان احمری جاریست![]()
دلیل هق هقم این نیست!!!![]()
مرا در سینه رازی بس حجیم است![]()
که رنج بی کسان . دردی عظیم است![]()
+ گلبرگی پژمرده به یادگار از... داود در جمعه دوازدهم آبان 1385 و ساعت
9:35 بعد از ظهر |
